X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
پنج‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1387
ارتباط خالصانه

 

 

 

چند وقتی میشه مشکلات دست از سرم بر نمی دارن .

دیگه نا امید شده بودم.کارم شده بود فقط غصه خوردن و گریه کردن. اما فکر و یاد خدا دلگرمم میکرد و کسی که در کنارم بود اون یه نفر بانوی سیب بود بانویی مهربان که منو بعد از خدا یاری میکنه تنها اون بود که منو آروم می کردو به من امیدواری میداد و از من میخواست امیدوار باشم و مثبت نگاه کنم به اطرافم . به حرفای دلنشینش گوش کردم و مثبت اندیشیدم تا این که تو شبهای قدر خوابی دیدم که فکر میکنم خواب نبودم بیدار بودم خواب دیدم بی حرکت دراز کشیدم نمی توانستم هیچ حرکتی کنم بانوی سیب و همسرم دقیقا کنارم نشسته بودن و منو نگاه می کردند و مادرم دورتر از ما نشسته بعد صدای مردی را واضح شنیدم که میگفت این دو نفر مواظب تو هستند و در کنارت اما اون که دوره نمیتونه می خواد اما نمیشه بعد گفت سکوت کن در برابر هر گفته ای حتی اگر اون کلام تهمتی به تو باشد چندین بار تکرار کرد سکوت کن همه چیز درست میشود . وقتی بیدار شدم آنقدر گریه کرده بودم که تمام صورتم خیس شده بود و من در برابر تهمتی که به من زده بودند سکوت کردم وهمه چیز درست شد از اون شب احساس خاصی دارم نظرم نسبت به خیلی چیزا عوض شده بزرگ شدم از نظر فکری و ایمانی خدایا شکرت

بعد از اون شب یه خواب دیگه هم دیدم شب بیست و سوم قدر بعد از نماز وقتی خوابیدم  تقریبا مثل همون خواب قبلی اما خیلی روشنتر و واضح تر صدای اون مرد دقیقا کنار گوشم بود که زمزمه میکرد سکوت کن آروم میشه . 

وجود خدا را بیشتر از همیشه احساس میکنم . 

و حالا آرامم و خوشحال. 

( کسی که سالهاست باعث مشکلات زندگی من است این بار موفق نشد با تهمت زدن به من بار دیگر زندگی منو ..........    به خاطر ایمانم که تقویتش کردم.) 

 

حلا به همه توصیه میکنم خالصانه تر با خدا ارتباط بر قرار کنید. 

 

موفق باشید.


آرشیو

قدمتون گل بارون : 106679


عناوین آخرین یادداشت ها